به وبسایت رسمی حسین دارنده خوش آمدید

اشعار حافظ

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعتِ ما جز این گناهی نیست

دور گردون گر دو روزى بر مراد ما نگشت
دائما يكسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نئی از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

هر آن کسي که در اين حلقه نيست زنده به عشق
بر او نمرده به فتواي من نماز کنيد

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خود بینی و خود رایی

حافظا می خورو رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کین کیمیای هستی قانون کند گِدارا

در طریقت هر چه پیشِ سالک آید خیرِ اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي
گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش

از چرخ به هر گونه همی‌ دار امید
وز گردش روزگار می‌لرز چو بید
گفتی که پس از سیاه رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید

گفت آسان گیر بر خود کارها که از روی طبع
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

لطف خدا بیشتر از جرم ماست، نکته سربسته چه دانی خموش

هر که جانب اهل خدا نگه دارد
خدایش در همه حال از بلا نگهش دارد