به وبسایت رسمی حسین دارنده خوش آمدید

به وبسایت رسمی آقای حسین دارنده خوش آمدید

با سختی‌های روزگار چه کنیم؟

پیشنهاد میشود از دست ندهید.

با سختی‌های روزگار چه کنیم؟

صائب تبریزی این شاعرِ زیبا کلام، قشنگ می‌فرماید:

«دلبستگی‌است مادرِ هر ماتمی که هست  –  می‌زاید از تعلق ما هر غمی که هست»‌

شاعر در اینجا می‌گوید: مادرِ تمامِ غم‌ها دلبستگی است؛ زیرا از وابستگی ماست که غم به وجود می‌آید.

وابستگی مرتبط به زمان گذشته یا زمان آینده است و فقط تنها دوست داشتنِ بدونِ تعلق خاطر است که مرتبط به زمان حال است. تمام تمرکزتان را به زمان حال معطوف کنید؛ زیرا قدرتمندترین راه تشدید اضطراب و افسوس، دلبستگی به آرزوها و انسان‌هایی است که با آیندۀ ما سرو کار دارند یا در گذشتۀ ما بوده‌اند. انسان‌هایی که شدیداً به خواسته‌های خود و همچنین این دنیا وابسته می‌شوند و او را سفت می‌چسبند، نمی‌دانند که با سفت چسبیدن، اوضاع را بدتر می‌کنند. انسان اگر چیزی را سفت و وسواس‌گونه و با حرص و طمع بچسبد، قدرتِ آزادی‌اش را از او می‌گیرد.

با سختی‌های روزگار چه کنیم؟

هر چه که می‌خواهد باشد؛ از انسان گرفته تا جان و مال و منال، همۀ آن‌ها پی فرصتی می‌گردند تا از چنگ او فرار کنند. متأسفانه خیلی‌ها وقتی بچّه‌دار می‌شوند یا ازدواج می‌کنند، چنان خودشان را غرق آن فرزند و همسر می‌کنند و یا آن‌قدر شدید وابستۀ آن تازه‌وارد می‌شوند که به‌کل همه‌چیز یادشان می‌رود. آن‌ها یادشان می‌رود جان انسان ‌همانند نخی نازک ظریف و ضعیف است.

با سختی‌های روزگار چه کنیم؟

آن‌ها یادشان می‌رود که ما همه مدّتی اندک در این دنیا مهمان هستیم و خیلی زود باید از پیش هم برویم. متأسفانه این افراد آن‌چنان فرزند خود را دوست می‌دارند که انگار قرار است او برای آن‌ها تا ابد بماند و وقتی نوک انگشت آن کودک خون می‌آید، آن پدر و مادر دادشان به آسمان می‌رود؛ درصورتی‌که نمی‌دانند این برخورد و این دوست داشتنِ افراطی آن‌ها، هم برای خودشان مضر است و هم برای آن کودک؛ زیرا این وابستگی افراطی باعث می‌شود هم خودشان به کودک دل ببندند و هم آن کودک وابسته آن‌ها شود. سال‌ها پیش وقتی خداوند به من و همسرم فرزندی داد، من خیلی خوب فهمیده بودم که نباید زیاد به آن کودک نزدیک شوم؛ زیرا من خودم را خوب می‌شناسم. به همین منظور از همان ابتدای ورود فرزندم به زندگی‌ام فاصله‌ام را با او حفظ کردم.

با سختی‌های روزگار چه کنیم؟

امروزه هر وقت که خودم را شدیداً به او نزدیک می‌کنم،  ندایی در درونم می‌گوید: نگذار رابطۀ خیلی عمیقی بین تو و فرزندت شکل بگیرد. امروزه من کاملاً به این باور رسیده‌ام که امکان دارد دنیا در کمتر از لحظه‌ای ما را از هم جدا کند به همین منظور فاصله عاطفی خودم با فرزندم و همسرم و غیره را حفظ می‌کنم. در اینجا نمی‌خواهم بگویم من آدم بی‌احساسی هستم، نه اصلاً این‌چنین نیست؛ بلکه من دارم از تعادل و توازن در رابطه پدر و فرزندی حرف می‌زنم. من در زندگی به این جملۀ خودم که نه وابسته کسی باش و نه بگذار کسی وابسته‌ات بشود، خیلی ایمان دارم. درواقع تعادل در ارتباطات سخت‌ترین کار دنیاست. وابستگی شدید یکی از بدترین بلاهاست. وابستگی یکی از تلخ‌ترین لذّتهای دنیاست.

اشتراک گذاری

Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *