آرزوهای دست نیافتنی
«با پول نمیتوان خوشبختی را خرید، ولی به نزدیکی آن میتوان رفت»
اما روی صحبت من در اینجا با آن افرادی است که به هر دلیلی نمیتوانند جای خود را تغییر دهند، این افراد باید دیدگاه و نگرش خود را به خوشبختی و شادی تعویض کنند؛ زیرا تا زمانی که دیدگاه عوض نشود هیچ تغییری صورت نخواهد گرفت؛ حتّی اگر به پول زیاد هم برسند و یا به بهترین خانه در بهترین کشور دنیا هم برسند، باز هم بعد از مدّت کمی به آن موقعیت فعلی عادت کرده و بهانه میآورند چون آنها دیدگاهشان را عوض نکردهاند و با خودِ شادی مشکل دارند نه جا و مکان. پس برای کسی که با هیچ چیزی خوشحال نمیشود، بهترین کار تغییر دیدگاه است و وقتی دیدگاه عوض شود، آن زمان با پولِ کم و در مکانی معمولی هم میتوان خوشبخت بود. به نقل از سهراب سپهریِ پر احساس: «چشمها را باید شست، جورِ دیگر باید دید».
خیلیها میگویند: من چون مثل فلان شخص، شهرت و پیشرفت او را ندارم، نمیتوانم از زندگی لذّت ببرم. آنها میگویند: فلان شخص ازدواج خوبی داشته یا در کسبوکارش به موفقیّت رسیده ولی من که به جایی نرسیدهام و چیزی ندارم که به آن دلخوش کنم چرا باید شاد باشم و بگویم و بخندم؟ شاید در نگاه اوّل دلایل این افراد سنجیده و معقول به نظر برسد ولی زندگی همانند آبی در لیوانی ترک خورده است که هرلحظه امکان دارد این لیوان بشکند، پس بیخردی است که ما از این لیوان آب ننوشیم. خیلی از ماها به آنچه که میخواستیم رسیدیم و خیلیها هم نرسیدیم ولی این اصلاً دلیل بر این نمیشود که زمان حال را از دست بدهیم. اگر تمام شب را برای دیدن خورشید افسرده و غمگین باشیم و حسرت بخوریم، منظرۀ زیبای شب و ماه را از دست خواهیم داد تازه معلومم نیست که آیا فردا خورشیدی ببینیم یا نه.
آرزوهای دست نیافتنی
من خودم بهشخصه دوست داشتم بازیگر شوم و چند جا هم تست دادم ولی بعد از مدّتی دیدم بازیگری من را دوست ندارد به همین منظور از زمان حالم لذّت بردم و آرامآرام دیدم که عشق من به بازیگری زیاد عمیق نبوده و فقط هوس بوده چون خیلی وقت است آن را رها کردهام. بعد از مدّتی دیدم نویسندگی است که من را دوست دارد و نویسندگی عشقی عمیق و قوی بود که سراغ من آمد و بعد از مدّتی متوجّه شدم که من هم او را دوست دارم و تمام استعداد و هنر من در نویسندگی و سخنرانی است.
آرزوهای دست نیافتنی
آنجا بود که خداوند را شکرکردم که بازیگر نشدم؛ زیرا دوست داشته شدن از سمت معشوق، خیلی بهتر است تا دوست داشتنِ عاشق. گاهی اوقات ما از انتهای دل میگوییم: ای کاش من جای فلان شخص بودم و بعد از چندین سال به جایگاه خود مینگریم و میگوییم: خدا را شکر که من جای او نیستم. ویلیام شکسپیر در جملۀ دیگری میگوید: «رها کردنِ آرزویی پوچ و محال، خود موفقیّتی بزرگ است».









