جلسه آقای دارنده، روابط اجتماعی (جلسه سوم)
سخنران: آقای حسین دارنده
تاریخ جلسه و مکان: گرمسار – 16 شهریور ماه 1404
آلبرکامو بسیار زیبا میگوید: «امروزه فهمیدهام که تمام مشکلات انسانها در این است که آنها با زبانِ صریح و روشن باهم حرف نمیزنند».
چند سال پیش شخصی را میشناختم که بسیار کم حرف و ساکت بود. او در اکثر مهمانیهایی که خانوادهها برگزار میکردند حضور داشت ولی او اکثراً ساکت و گوشهگیر بود. روزی من با او همصحبت شدم که میگفت: عاطفه و احساس در زندگی مٌرده، زمانه خیلی عوض شده آدمها بیمعرفت و بیمرام شدهاند. برادر و خواهرها سراغی از هم نمیگیرند و مثل سابق انسانها باهم ارتباط برقرار نمیکنند.
جلسه آقای دارنده، روابط اجتماعی (جلسه سوم)
فکر میکنم علّت، آمدنِ دنیای مجازی باشه چون از وقتی اینترنت آمده همه چی به هم ریخته و صِله رَحم را بهکل از بین برده و بین آدمها فاصله انداخته و عشق و محبّت را از انسانها گرفته، لعنت به هر چه فضای مجازی است. او وقتی این سخنان را گفت به او گفتم: نه علّت این نیست، علّت خود ما انسانها هستیم که خودمان را زیادی درگیر این دنیای فانی و گذرا کردهایم و از دوست و آشنا بیخبریم. درست است فضای مجازی در پرکردن وقت ما بیتأثیر نبوده ولی اینکه این فضا بیاید و عاطفه را از وجود ما بگیرد، حرفی غیر منطقی است.
درواقع این خود ما انسانها هستیم که به علّت چشمو همچشمی، غرق شدن در تجملات و خیلی از مسائل ریز و درشت دیگر دچار غرور شدهایم و در ارتباط با فامیل یا دوست و آشنا کوتاهی میکنیم؛ زیرا غرور همهچیز را از انسان میگیرد؛ چیزهای بااَرزشی مثل رفت و آمد، دوستی، صمیمیت، گفتگو، ابرازعلاقه، عاطفه، مهر و محبّت و از همه مهمتر صِلهرحم.
جلسه آقای دارنده، روابط اجتماعی (جلسه سوم)
درصورتیکه نبودِ این خصلتها در وجود انسانی که مغرور نیست و متواضع است؛ شدیداً به چشم میخورد. این دسته از انسانها یعنی انسانهای متواضع، بسیار اهل محبّت، اهل دید و بازدید، اهل حرف زدن، اهل آداب و معاشرت، اهل گفتگو و از همه مهمتر که بزرگترین نشانه انسان متواضع و فروتن است ابراز علاقه آنها به دیگران است، هستند.
امروزه یکی از اصلیترین علّتهایی که انسانها زیاد با ما ارتباط برقرار نمیکنند، نرفتنِ شخصِ خودِ ما بهسوی آنها یا ابرازِ علاقه نکردن از سمتِ خود ماست. مثلاً شخصی در خانه مینشیند و میگوید چرا فلان شخص به من زنگ نمیزند یا چرا فلان کس سراغ من را نمیگیرد، او من را دوست ندارد؟ من برای او اهمیتی ندارم؟
و اینجاست که او هزاران حدس و گمان پیش خودش میکند که در طولِ تاریخ عواقب فکرکردنِ بیش از حد، همیشه منفی بوده تا مثبت. این طرز اندیشه در کسی که از دیگران بسیار توقع دارد نیز زیاد به چشم میخورد و او باهمین بهانه و طرزِ فکرِ غلط، خود را قانع میکند و سراغی از دوست و رفیقش نمیگیرد.








