به وبسایت رسمی حسین دارنده خوش آمدید

من معتقدم فقط یک معلم از تجربه سازنده‌تر است و آن درود و رنج و تحقیر شدن است. تحقیر، اوج قدرت و آخرین تیرِ روزگار برای آموختن درس زندگی به ماست. انسانی که در اجتماع و روابط از سمت دیگران تحقیر می‌شود و شخصیتش خورد و له می‌شود، بالاترین درس و سطح آموزش را فرامی‌گیرد و اگر بتواند از این معلم سخت‌گیر خوب بیاموزد و دوباره بلند شود،

محال ممکن است آن کار قبل را تکرار کند. تجربه خیلی خوب است؛ ولی متأسفانه قدرت کافی ندارد و انسان جایزالخطا مجدداً آن را تکرار می‌کند. به همین منظور، تحقیر آن هم توسط انسان‌های اطراف از راه می‌رسد و با چهره‌ای زشت و وقیح، قوی‌ترین درسش را به انسانی که مکرراً مرتکب اشتباه می‌شود، تحمیل می‌کند.

من اعتقاد دارم انسانی که خواب است را می‌شود بیدارکرد؛ ولی انسانی که خودش را به خواب‌ زده را هرگز نمی‌توان بیدار کرد. شاید بتوانید به کسی که دوست دارد آموزش ببیند، آموزشی دهید؛ ولی مطمئن باشید به کسی که دوست ندارد آموزش ببیند، هیچ‌وقت نمی‌توانید چیزی یاد دهید. انسانی که می‌خواهد رشد کند، یعنی با تمام وجود علاقه‌مند است که بزرگ شود در دلِ سنگ هم رشد می‌کند و تمام دنیا برای او می‌شوند آموزگار. درواقع انسانی که می‌خواهد یاد بگیرد، می‌تواند از هوا از آسمان از جاهل از عاقل و از بچه ۱ ساله هم بیاموزد و هر نفسی که می‌کشد، همانند علم و دانشی است که بر درون خود وارد می‌کند؛

ولی این را مطمئن باشید که بزرگ‌ترین آموزگاران ما جاهلان هستند و ما باید با دیدن و درس گرفتن از زندگی، گفتار، رفتار و حتی کردار این اَفراد زندگی خود را سروسامان ببخشیم و اگر خطاهای آن‌ها را تکرار نکنیم، زندگی ما بر وفق مراد خواهد بود.

من به شما این قول را می‌دهم شما اگر بتوانید در اجتماع و خانواده، خوب سؤال بپرسید و سپس به صحبت اطرافیان خوب گوش دهید و کمی کوتاه به سخنانی که در اجتماع می‌آموزید عمل کنید، علم و دانش بسیار بالا و روابط اجتماعی عالی با دیگران و همین‌طور زندگی زناشویی بسیار خوبی را برای خودتان خواهید ساخت؛ زیرا من معتقدم اجتماع یکی از بهترین آموزگارها در حوزه روابط است، حتی بالاتر از دانشگاه‌ها؛ زیرا در دانشگاه شما فقط به‌صورت تئوری روابط در اجتماع و خانواده را یاد می‌گیرید؛ ولی در اجتماع با تاوان و بهاءِ سنگینِ تنهایی، طَرد شدن، خٌرد شدن، تحقیر شدن، بالا رفتن، اوج گرفتن، پیشرفت، پسرفت، زمین خوردن، پایین آمدن و غیره… درد و رنج ما را میسازد

بالاخره بزرگ می‌شوید و این رشد، رشدی عمیق و درونی است؛ همانند درخت نونهالی که طوفان‌ها و سیل‌های سهمگینی را پشت سر گذاشته؛ ولی الآن تنومند شده است. روابط اجتماعی بالا و داشتن روحیه‌ای پر از عزت‌نفس اول و آخر باید در خود اجتماع آموخته شود، همانند کسی که چندین سال آموزش شنا را به‌صورت تئوری در بیرون از آب آموخته است؛ ولی او اول و آخر باید تمرین و امتحانش را در آب پس دهد. پس بهترین کار این است با تمام وجود وارد دریای اجتماع و زندگی شوید و فقط بیاموزید و بیاموزید و اولین گامی که همیشه و تا انتها چسبیده به این آموزش است، پرسیدن و خوب گوش دادن و کمی عمل کردن است.

وظیفه پدر و مادر این وسط این است که فرزندشان را شجاع و حرف بزن بار بیاورند تا وقتی فرزند خواست وارد دریای اجتماع شود پایه و ستون لازم برای به دست آوردن عزت‌نفس حقیقی یعنی شجاعت که در اجتماع شکل می‌گیرد را داشته باشد. همان‌طور که گفتم، نشانه دیگری از هوش و عزت‌نفس، زیاد سؤال پرسیدن است. پس اگر می‌خواهید از اکثر ظرفیت مغز خود استفاده کنید، سعی کنید زیاد سؤال بپرسید و در ذهنتان جواب‌ها را خوب بررسی کنید و وقتی جوابِ در مغز شما با جواب در ذهن دیگران که توسط شما پرسیده شده است ترکیب شود، یک حقیقتی تازه بر شما روشن می‌شود.

اشتراک گذاری

Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *